می دانیم که بیشتر کربوهیدراتی را که می خوریم، به یک نوع شکر به نام گلوکز تبدیل می شود. در خون بدن کسانی که دیابتی نیستند، فقط به اندازه دو قاشق چای خوری شکر وجود دارد. این مقدار حدود ۴۰ کالری است و بدن تمایل دارد که همیشه همین مقدار را در خون نگه دارد.

برای مشاوره در زمینه لاغری و تناسب اندام با متخصصان کلینیک رسپینا تهران تماس بگیرید.

وقتی چیزی می خوریم، مثلا یک بشقاب برنج، بعد از جذب شدن، حدود سیصد کالری گلوکز وارد جریان خون می کند. سیستم بدن بلافاصله میزان بالاتر از دو قاشق چای خوری را باید از جریان خون خارج کند و جایی ذخیره کند که بتواند مقدار عادی قند خون را حفظ کند؛ در غیر این صورت بلافاصله دچار دیابت خواهیم شد.

وقتی بدن به میزان بیشتر گلوکز احتیاج ندارد، آن را در کبد و عضلات به شکل گلیکوژن ذخیره می کند تا وقتی احتیاج به انرژی فوری دارد، از این ذخیره استفاده کند.

گلوکز بعد از ورود به جریان خون چه سرنوشتی دارد؟

معمولا بیشتر آن توسط عضلات جذب شده و بلافاصله میسوزند و یا به صورت گلیکوژن ذخیره می شوند تا وقتی سلول ها به آن نیاز دارند، مورداستفاده قرار گیرد. کبد ما مقدار ثابتی گلوکز را به شکل گلیکوژن ذخیره می کند تا برای نگه داشتن میزان طبیعی قند خون، وقتی ورزش می کنیم و یا خواب هستیم، آن را در خون رها کند.

مقدار دیگری گلوکز نیز برای فعال نگه داشتن مغز استفاده می شود. اما باید توجه داشت که یک نفر با سایز و قد متوسط و در حال استراحت، فقط ۵۰ کالری در ساعت برای مصرف عضلات و مغز نیاز دارد. پس بیشتر آن بشقاب برنجی که خورده شده، ترجیحا به شکل گلیکوژن در عضلات ذخیره می شود.

وقتی غذا نمیخوریم و بین دو وعده غذا هستیم، بدن قادر است انرژی خود را از گلیکوژن ذخیره شده در عضلات و کبد تأمین کند. سلول های بدن می تواند از گلیکوژن ذخیره شده در کبد به عنوان منبع انرژی به مدت ۸ الی ۱۲ ساعت استفاده کند.

اگر قبل از آنکه این منبع ذخیره مورد استفاده قرار گیرد، انرژی جدیدی وارد بدن شود، بدن مجبور است که انرژی اضافی را به صورت چربی ذخیره کند. چرا که وقتی فرد بیشتر از آنچه بلافاصله میسوزاند، کربوهیدرات مصرف کرده است و ذخیره گلیکوژن او هم پر است، اتفاقی که می افتد این است که بدن او وارد مرحله لیپوجنسیس (می شود. یعنی پیش از سر به فلک زدن قند خون، کبد دست به کار شده و گلوکز اضافی را به چربی تبدیل می کند.

چگونه قند به چربی تبدیل می شود؟

دکتر جف ولک می گوید: «وقتی گلوکز و یا فروکتوز تبدیل به چربی شد، دیگر راه برگشتی وجود ندارد. چون مرحله لیپوجنسیس یک مسیر متابولیکی یک طرفه است، انسان قادر نیست چربی را به قند خون تبدیل کند.» متابولیسم کربوهیدرات ها در بدن چگونه است؟

کربوهیدرات ها یا مواد قندی از اتمهای کربن، هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده اند و به سه دسته ساده و مرکب و پیچیده تقسیم می شوند که به ترتیب مونوساکارید، دی ساکارید، و پلی ساکاریدها هستند.

گلوکز و فروکتوز در دسته مونوساکاریدها قرار می گیرند که ساده ترین شکل کربوهیدرات هستند. در دسته دی ساکاریدها یا کربوهیدرات مرکب ‘ساکارز، مالتوز و لاکتوز قرار می گیرند و در دسته پلی ساکاریدها سلولز، گلیکوژن و نشاسته را می توان یافت.

یک گرم کربوهیدرات دارای ۴ کالری است. این محاسبه در شکل نان، برنج، یا غذاهای پخته دیگر کمی پیچیده می شود،

مثلا :

یک پیمانه برنج پخته ۲۸ گرم

یک سیب زمینی کوچک ۳۰ گرم

یا یک بسته شکر در قهوه فروشی ها حدود ۲۰ گرم کربوهیدرات دارد.

وقتی کربوهیدرات وارد بدن می شود تبدیل به گلوکز یا همان قند می شود، به جز فروکتوزیا قند میوه که معمولا بلافاصله در کبد به صورت چربی ذخیره می شود. در خون فردی که دیابت ندارد، در هر لحظه از روز یا شب فقط دو قاشق چای خوری گلوکز وجود دارد. بالاتر از این مقدار فرد دچار بیماری دیابت شده است.

اولین چیزی که لوزالمعده را برای ترشح هورمون انسولین تحریک می کند، کربوهیدرات است. در مقابل، همان مقدار محرک، اگر چربی باشد هیچ تأثیری روی لوزالمعده برای تولید انسولین نمی گذارد. این مطلب را همه دانشمندان و متخصصین تغذیه می دانند، ولی گفتن آن واجب است تا روی ایده ایجادشده از آن تأکید کنیم.

اگر کسی مقدار زیادی غذاهای حاوی کربوهیدرات مانند انواع غذاهای نشاسته ای، آردهای فرآیندشده، قند، سیب زمینی، یا برنج استفاده کند، بدنش به سرعت تکیه بر انسولین را به عنوان روش سوخت وسازی می پذیرد. مشخص تر اگر گفته شود، بعد از مصرف مقدار زیادی کربوهیدرات، سطح گلوکز خون بالا می رود و هورمون انسولین زیادی توسط لوزالمعده ترشح می شود تا پیام های لازم برای جذب گلوکز را ایجاد کند.

هنگامی سطح قند خون بالا یا پایین باشد

هنگامی که سطح گلوکز در خون بالا باشد، کبد با جذب گلوکز اضافی و تبدیل آن به گلیکوژن به پیام انسولین پاسخ میدهد.

هنگامی که سطح گلوکز خون پایین بیاید، کبد گلوکز را دوباره به جریان خون می فرستد و این گونه است که عضلات ساخته میشوند و اتفاقات دیگر برای بدن می افتد. حال اگر یکی از این بده بستان ها انجام نشود که در مورد مقاومت به انسولین معمول است، قند خون بالا می ماند که به آن بیماری ازدیاد قند در خون می گویند. این به آن معناست که وقتی مصرف غذاهای نشاسته ای بالاست، فشار زیادی روی انسولین است تا کار خود را درست انجام دهد.

اگر بدن کسی انسولین را می پذیرد، یعنی این فرد به مصرف کربوهیدرات حساس نیست و هرچقدر از آن مصرف کند جذب می شود و می سوزد.

اما اگر انسولین به خوبی در بدن کار نکند و فشار زیادی را تحمل کند، با مصرف پیوسته و مدام کربوهیدرات این سیستم هر بار بیشتر و بیشتر تخریب می شود. در مورد دوم، اگر مصرف کارب محدود شود، بدن سوخت اصلی اش را از چربی ها می گیرد. این انتقال بدن در نوع سوخت، نیاز کمتری برای تنظیم گلوکز و کم کردن قند در خون و تولید انسولین و عملکرد آن بر سلول ها دارد.

پس، مصرف محدود کاربها، وابستگی بدن به انسولین را کم می کند. به عبارتی اگر بدن فردی مقاومت به انسولین دارد. به خاطر این است که بعضی افراد تحمل متابولیسم کامل کربوهیدرات ها را ندارند و مصرف کربوهیدرات مانند رنجی است که به بدن آنها تحمیل می شود. با محدود کردن مصرف کربوهیدرات ها رنجی که بدن می کشد، کم و کمتر می شود تا به حالت طبیعی برمی گردد؛ استراحت کرده و خود را ترمیم می کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 1 =