چرا غذا می خوریم ؟ نیاز بدن به غذاReviewed by Mehdi kh on Jun 17Rating: 5.0

تمام موجودات زنده برای آنکه بتوانند به زندگی خود ادامه دهند احتیاج به غذا دارند خواه این موجود زنده یک انسان یا یک حیوان بزرگ باشد و خواه یک میکروب بسیار کوچک به هرحال زندگی در گرو چند چیز است که یکی از آن ها غذاست .حتی وقتی می خواهند موجود زنده را تعریف کنند می گویند موجود زنده تنفس می کند و احتیاج به غذا دارد، رشد و نمو می کند، حرکت می کند، تولید مثل می کند.

اما غذایی که می خوریم چه نقشی در زندگی ما دارد؟

بدن انسان از چیزهایی ساخته شده که از راه غذا به دست آمده است حدود 60 تا 65 درصد وزن بدن را آب و نزدیک به 30 درصد آنرا مواد آلی و حدود 7 درصد آن را مواد معدنی تشکیل می دهد با کمی دقت به این نتیجه می رسیم که مصالح ساختمانی بدن از غذا به دست می آید .

پس برای رشد و ساخته شدن اجزا بدن غذا لازم است از طرفی دیگر بدن ما همیشه در حال تغییر است هر روز تعدادی از سلول های بدن می میرند و باید جایشان را سلول های تازه پر کنند . برای این مقصود هم باید مصالح ساختمانی سلول های بدن را از  غذا بدست آوریم .بطور دائم تعدادی از سلول های بدن می میرند و جایشان را سلول های جوان و تازه می گیرند در حالی که سخت ترین اجسام هم فرسایش پیدا می کنند ولی چون زندگی ندارند ترمیم نمی شوند .

رشد بدن هم به غذا وابسته است در نظر بگیرید که یک سلول ناچیز که وزن آن چند میکروگرم است بعد از 9 ماه زندگی جنینی وزنش به بیش از 3 کیلوگرم (نوزاد ) می رسد یعنی در این مدت وزنش میلیون ها برابر شده است این افزایش وزن از کجا میسر شده است؟ از غذاهایی که توسط مادر دریافت شده است .

 

گرمای طبیعی بدن که درحالت سلامت همیشه ثابت است، انجام فعالیت های حیاتی بدن مثل ساختن ترشحات غده های داخلی که برای تنظیم امور بدن لازم است، مبارزه با میکروب ها و عوامل بیماری ها، رشد روزانه ی مو و ناخن کار قلب و دستگاه تنفس، حرکات بدن، قدرت کار و فعالیت انسان همه از دریافت مواد غذایی لازم سرچشمه می گیرند حتی کار فکری هم با مصرف مواد غذایی همراه است .

بنابراین به طور کلی زندگی هر لحظه اش با مصرف مواد غذایی همراه است و از لحظه ای که اولین سلول سازنده انسان تشکیل می شود تا آخرین لحظه های زندگی احتیاج به غذا وجود دارد .

غذایی که می خوریم :

آیا تا به حال فکر کرده اید که چطور انسان غذاهای خود را در طی قرن ها انتخاب کرده است؟

  • وضع ساختمان بدن

  • احساس نیازی که از درون داشته

  • غذاهایی که در دسترس بوده

  • بو و طعم و نرمی و سختی آن ها

  • و چیزهای دیگر از این قبیل انسان را به غذای لازم راهنمایی کرده است .

اگر یک روز تنها بشر برای خاموش کردن حس گرسنگی رو به غذا می آورد و به اصطلاح به شکم پرکنی می پردازد بعدها غذا خوردن تابع ضوابط و مقرراتی شد که امروزه بنام تغذیه یک مبحث دقیق علمی را تشکیل می دهد .امروزه تغذیه تنها لذت بردن از خوردن و خاموش کردن حس گرسنگی نیست بلکه قبل از اینها نیاز بدن مورد توجه است .

سلامت جسم و جان و رابطه ی آن با غذا :

هنگامی که بیماری عارض می شود ان وقت است که اهمیت سلامت به خوبی احساس می شود و این بی قراری زندگی را سخت و کام آدمی را تلخ می سازد .گفتیم برای چه غذا می خوریم، غذا می خوریم که زنده باشیم، قدرت کاروفعالیت داشته باشیم، رشد و نمو و ترمیم سلول های از دست رفته را میسر سازیم قدرت مبارزه با میکروب ها را داشته باشیم و …

با توجه به این مطالب خواهیم دانست که هرگونه کمبود غذایی ممکن است در یکجای ماشین زندگی اختلال ایجاد کند اما اثر کمبودهای غذایی در طول مدت زندگی یکسان نیست مثلا وقتی راجع به یک انسان بالغ که دوران رشد را پشت سر گذاشته صحبت می کنیم دیگر مسئله رشد برایش مطرح نیست اما راجع به کودکان و بخصوص در 2 سال اول زندگی مسئله خیلی مهمتر است.

مسئله ی دیگر مقاومت بدن در مقابل میکروب هاست در یک تغذیه ی سالم بدن سالم است و اگر میکروبی وارد بدن شود بدن وسیله ی کافی برای مبارزه با آن را در اختیار دارد اما در بدن محروم از عوامل غذایی ضروری غیر از اینکه وسیله ی کافی برای مبارزه در اختیار نیست نبودن پوست و مخاط سالم راه را برای نفوذ میکروب ها باز میکند .

اما نکته ای که باید توجه کنید این است که غذا از اجراء مختلفی درست شده مثل ویتامین ها موادمعدنی پروتئین ها و غیره که هر کدام نقش مخصوص به خود را دارند نرسیدن هریک از این اجزا به بدن به شکلی سلامت انسان را به خطر می اندازد اگر مدت محرومیت بدن طولانی شود اختلال شدیدتر خواهد شد .مشکل فقط از کم خوردن اجرا غذایی نیست بلکه بدغذایی و بد خوردن و زیاد خوردن نیز مطرح است .غذا در قیافه، شادی و غم، کم خوابی و سنگین خوابی، قدرت کار تاثیر دارد .

کلید سلامت جسم و جان آدمی به دست غذای او است .

غذا– دوا- سم

غذا چیست ؟ شاید طرح این سوال بنظر مفید نیاید آخر چه کسی است که نداند غذا یعنی چه؟ اما با طرح این سوال می خواهیم نکته ی مهم و جالبی را مطرح کنیم باید بدانیم یک غذا ممکن است در جایی دوا باشد یا در جایی سم باشد آنجا که آن خوردنی برای تامین نیازهای طبیعی بدن مصرف می شود اسمش غذا است ،

اما اگر کسی این خوردنی را برای رفع بیماری یا اختلالی که در بدنش پیش آمده بخورد نامش دوا است و آنجا که سبب اختلال در کار بدن شود سم است. مثلا شیر را  همه به عنوان یک غذا می شناسیم اما موقعی که یک بیمار مبتلا به زخم معده احساس درد کند و یک لیوان شیر می خورد که دردش ساکت شود اینجا شیر دوا است.

مثلا نمک یک ماده ی غذایی است و برای بدن لازم است اما اگر کسی دچار اختلال شدید کار کلیه و عدم دفع آب و نمک از طریق ادرار شود و همین نمک را بخورد سم است یا کسی مقدار زیادی ویتامین آ بخورد دچار مسمومیت می شود که حتی ممکن است منجر به مرگ شود در حالی که ویتامین آ جزئی از غذاست .با این مثال ها معلوم می شود که اطلاق کلمه ی غذا به یک ماده غذایی مشروط است به اینکه به چه مصرفی برسد و مقدار مصرف آن چقدر باشد .پل ارتباطی با متخصصان کلینیک رسپینا،کلیک کنید.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 18 =