چگونه از لحاظ درونی آمادگی لازم را برای تناسب اندام بدست آوریم؟Reviewed by Mehdi kh on Jul 2Rating: 5.0

چگونه قدرت خود تردیدی ها را کاهش دهیم دو راه برای کاهش قدرت خود تردیدیها داریم. یکی از آنها ایجاد گفتگویی درونی بین شما و هریت یا همان منتقد درونی شما در زمانی است که در حال متهم کردن خودتان با چیزی هستید. ما در جلسه ی چهارم در فصل سیزدهم از بخش دوم، نمونه هایی از گفتگو با هریت را ارائه خواهیم کرد. این راهی است که شما با استفاده از آن مسائل و احساسات را مجددا تفسیر خواهید کرد تا بتوانید به واقعیت درونی درست تری دست یابید. راه دیگر، تضعیف خود تردیدی ها برای متوقف کردن اتوماتیک وار و قدرتمند نکردن بی خردانه ی خود تردیدی ها با استفاده از نتیجه گیری های آزمون نشده در هنگام تفسير دنیای خارج از خود است.

برای مشاوره در زمینه لاغری و تناسب اندام کلیک کنید.

وقتی که چیزی رخ میدهد؛ به عنوان مثال شما چون کار بدی انجام داده اید از خودتان ناامید هستید یا تصمیم گیری عجولانه ای داشته اید که مشکلی داشته اید و بنابراین شروع به خوردن می کنید تا از تمرکز بر نتیجه ای که گرفته اید اجتناب کنید و بدین طریق، خود تردیدی های خود را تقویت می کنید. شما تفسير غلطی از واقعه دارید؛ زیرا از خودتان ناامید هستید و چون غذای زیادی خورده اید که احساسات خود را التیام بخشید، شانس تفسیر مجدد را از خود سلب و قدرت خود تردیدی را بیشتر کرده اید. حقیقت این است که شما کار بدی کرده اید؛ اما این بدان معنی نیست که مشکلی دارید و نیز بدین معنی نیست که تنبل، احمق یا نالایق هستید؛ بلکه تنها بدین معنی است که کار خوبی انجام نداده اید.

اگر به واقعیت خارجی نگاهی داشته باشید و تمامی جوانب آن چه که اتفاق افتاده است، بسنجید؛ ممکن است تشخیص دهید که به اندازه ی کافی تلاش نکرده اید تا آن کار غلط و اشتباه را انجام ندهید یا وقت کافی به انجام درست کارها اختصاص نداده اید یا به اندازه ی کافی انگیزهی انجام درست آن کار را نداشته اید. وقتی که تصویر واقعی را می بینید و آن را تفسیر مجدد می کنید و به تفسیرهای کهنه و فوری که باعث ایجاد تجربه ی ناتوانی در شما می شوند، مجال نمیدهید؛ تمایل غیرقابل کنترلی برای خوردن نخواهید داشت. شما گزینه های دیگری نیز دارید. می توانید عذرخواهی کنید. می توانید دفعه ی بعد، کار درست تری انجام دهید. می توانید بی انگیزه بودن خود را بررسی کنید. وقتی این کارها را انجام می دهید، قدرت خود را به دست می آورید و به دست آوردن قدرت این امکان را فراهم می سازد که بتوانید یک عامل قدرتمند در دنیا باشید.

کم کم، به جای آن که به دنیای درونی گذشته؛ یعنی جایی که قوانین هریت حکمرانی می کند اجازه دهید که قدرت را در زندگی و حتی برای وزن شما در اختیار بگیرد، مهارت لازم برای نگاه کردن به دنیای خارج در زمان حال را به دست خواهید آورد. به عبارتی دیگر، تصور کنید که لایه های خود تردیدی شما دوازده لایه را به وجود آورده است. هر موقع که با هریت یک گفتمان داشته باشید، یکی از این لایه ها را کنار میزنید. البته، من از شما میخواهم که تمامی این لایه ها را کنار بزنید؛ اما هربار که به سرعت، تفسير غلط چیزی را می پذیرید، یکی از لایه ها را به سرجایش برمی گردانید. اگر بتوانید هر بار، تفسير مجددی از یکی از واقعیت های بیرونی حال حاضر زندگی خود داشته باشید، میتوانید از برگشتن یکی از لایه های خود تردیدی به وجود خود جلوگیری کنید. از آنجا که خود تردیدی ها، اولین لایه های تجربه ی ناتوانی هستند که باعث ایجاد تمایل غیر قابل کنترلی برای پرخوری می شوند، یاد بگیرید که چگونه با خود تردیدی های قدیمی خود مقابله کنید، از هریت نترسید و با پذیرش واقعیت خارجی، از افزودن لایه های جدید به مجموعه ی لایه های خود تردیدی خودداری کنید.

اما اکنون به ذکر سه قانون اصلی که در موردشان بحث کردیم، خواهیم پرداخت

١- خود تردیدی های شما نه تنها بخشی از شما بلکه کل شما را نشان میدهند. خود تردیدی ها، اشتباهات و شکست های روزانه را به صورتی اغراق شده و غیرقابل تحمل، نشان می دهند. اگر در زندگی واقعی خود حضور داشته باشید، تجربه ی خود تردیدی، تنها تجربه ای کوتاه بدون تأثیری خاص و تنها یک نقطه ی ایست بسیار موقت است. بیمارم، رز، نویسنده ی یک مجله بود. او یک توبیخ کتبی از سوی سردبیر دریافت کرد. به صورت معمول، چنین چیزی باعث می شد که او به سمت یخچال برود؛ زیرا خود تردیدی های او مبنی بر خلاق نبودن، از کودکی به صورت کامل تحریک شده بود؛ اما بعد از کار با من، او توانست تشخیص دهد که نویسنده ی خوبی است و این که یک انتقاد نمی تواند نقطهی پایانی برای همه ی دستاوردهای او باشد. او به میز کارش بازگشت، یادداشتهای منتقدانهی سردبیر را خواند و مجددا، یادداشت دیگری نوشت. سردبیر از یادداشت جدید بسیار راضی بود و او مجبور نشد با احساس گناه ناشی از پرخوری کنار آید.

۲- دومین اصل این است که تجربه ی ناتوانی ناشی از خود تردیدی تا زمانی ادامه می یابد که شما با استفاده از تفسیر غلط وقایع روزانه، آن را تقویت کنید. شما با ایجاد یک ارتباط غلط بین یک واقعه (به عنوان مثال طرد یا ناامیدی و یا این نتیجه گیری که مشکلی دارید) و نتیجه گیری ضعف و ناتوانی، به خود تردیدی های خود سوخت می رسانید و هربار که زمانی را به تفکر در مورد آن اختصاص می دهید و اوضاع را تحلیل می کنید تا دلایل پیچیدهی زندگی واقعی را بفهمید، در دنیای واقعی می مانید. اولین سوء تعبير باید با تفسیر مجدد درستی جایگزین شود. رز تعبیر غلطی از نوشته ی سردبیر داشت و گمان می کرد که عقیدهی سردبیر درست نیست. وقتی او تفسیر مجددی از اوضاع داشت، توانست به یاد بیاورد که سردبیر کارش را دوست دارد و در واقع از طرفداران اوست.

3- شما واقعا مجبورید که به صدای انتقادگر خشن خود گوش فرا دهید و راههای صحبت کردن با او را بیاموزید. اکنون بیایید به ۶ اتهام معمول که هریت علیه شما استفاده می کند، اشاره کنیم تا متوجه شوید که چگونه باید به هر یک از آنها پاسخ گویید.

۶ اتهام معمول که شما باید چگونگی رویارویی با آنها را بیاموزید

١-کامل نبودن، نقص بزرگی است.

۲- شما تلاش می کنید که نقاط ضعف واقعی خود را بپوشانید یا انکار کنید.

۳-کلک و دغل باز هستید.

۴- شخصی متظاهر هستید که شایستگی برخورداری از کلیه ی حقوق بزرگسالی را ندارید.

۵میدانید که خصلتهای خوب واقعی ندارید.

۶-همه میدانند که شما چه چیزی را پنهان می کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =