دلایل پرخوری چیست؟ | راه های جلوگیری از پرخوری | قسمت چهارمReviewed by Mehdi kh on Jul 26Rating: 5.0

با ادامه دلایل پرخوری و راه های جلوگیری از آن در خدمت شما هستیم.برای مشاوره رایگان با متخصصان ما تماس بگیرید.

دلیل سیزدهم

غذا(به مقدار زیاد)سلامت می آورد

هیچ گاه این خاطره کودکی خودم را فراموش نمیکنم؟!هر گاه میگفتم سردرد دارم یا ناخنم شکسته،مادرم سوپ جوجه درست میکرد یا نان تست را توی شیر می انداخت و یک قاشق را در دستم میگذاشت. صدای پر مهر و محبتش هم میگفت:((لابد باید چیزی بخوری.))او به نسلی تعلق داشت که معتقد بود:((بچه چاق یعنی بچه سالم.)) البته امروز اعتقاد ما به غیر از این است.


هنوز هم مردم بسیاری سلامت و حتی بقا را با غذا یا اضافه وزن،هم معنا میدانند.مراجعم جین،نمونه این امر بود.وقتی جین سنین نوجوانی را میگذراند، مادرش دچار مرض قند شد.خانواده اش مراقبت از بیمار را به جین سپردند.جین مشاهده کرد که مادرش از زنی تقریبا گوشتالو به موجودی بینهایت لاغر تبدیل شد.وقتی مادرش مرد. جین به طور ناخود آگاه ، کاهش وزن را با بیماری و عاقبت با مرگ،یکی پنداشت.جین در طول درمان کاهش وزن،خودش را باریک مجسم میکرد،بسیار ناراحت و به ترس های کهنه بیماری قند و مرگ دچار میشد.این ترس،سالها سرکوب شده بود.پس از این که چند ماه برای زدودن این ترس کار کرد،توانست لاغری و باریک بودن را با تندرستی و سرزندگی یکی بداند.تنها آنگاه بود که توانست اضافه وزنش را از دست بدهد.

دلیل چهاردهم:

اجتناب

مجسم کنید در خانه اید و میخواهید به ترتیب،انبوه لباس هایی را که جمع شده و از نظر ارتفاع با قله اورست برابری میکند ، نادیده بگیرید.همه ظرف ها کثیف هستند و این ور و آن ور آشپز خانه ریخته اند.در اتاق کارتان هم برجی هیبت انگیز از اوراق- که هر لحظه ممکن است فروریزد-در انتظارتان است.میخواهید از این همه در هم برهمی چشم بپوشید.اما صدایی آرام و ملایم از اعماق درونتان میگوید:((تو باید زایا باشی و سرگرم به کاری، اگر نه تنبل میشوی.))تنبلی چیزی است که بیشتر مردم از آن میترسند.معتقدند که تنبلی نشانه مَنشی سست و ناتوان است.
اگرچه تنبلی از اوقات فراغت داشتن متفاوت است.منتها ذهن نیمه هشیار ساده لوح است نمیتواند میان این دو فرق بگذارد.پس شما اینجایید:با احساس فشار از انجام این همه کار.البته میخواهید از آنها اجتناب کنید، اما از این که احساس تنبلی میکنید و کوچکترین علاقه یی به انجام دادن هیچ کدام از آنها را ندارید، احساس گناه میکنید.
به چه کاری دست میزنید؟ذهن نیمه هشیارتان پاسخش را میداند:بخور!در چنین وضعیتی،خوردن همه نیاز ها را برطرف میکند.هم از انجام دادن کار ها اجتناب می ورزید، هم به طرزی ((زایا)) خود را به کاری سرگرم میکنید.به هر حال ، خوردن برای بقا نیز ضروری است،مگر نه؟از این رو،از تنبلی خود احساس گناه نمیکنید.
اگر به این طریق از غذا استفاده میکنید،بیاموزید که چگونه به خودتان اجازه بدهید که وقت آزاد داشته باشید. اگر خیره شدن به پنجره را دوست دارید،این کار را بکنید.مردن برای تجدید قوای نیرو های خلاقشان به این زمان ((خیال پردازی)) نیاز دارند.از این اعتقاد که اگر مدام زایا نباشید بی ارزش هستید، دست بردارید. شاید هن دیگر بار زمانبندی اوقاتتان را ارزیابی کنید. تنها آنچه را که واقعا میتوانید در یک روز انجام بدهید در برنامه تان جای دهید،و ما بقی را برای روز بعد بگذارید.
وقتی به مطالعه مجدد این دلایل باز میگردید که چرا مردم از غذا سوء استفاده میکنند،به خاطر داشته باشید که بیشتر این دلایل به طور ناخود آگاه آشکار میشوند،نه از راههای عقلانی. این بدین معنا نیشت که میتوانید مسئولیت اعمالتان را رها کنید.یا رفتارتان در عنان اختیارتان نیست.فقط به این معناست که لزومی ندارد برای آفرینش همه این افسانه ها درباره غذا،احساس حماقت کنید.در بخش های بعدی،راه هایی برای تشخیص دلایل پر خوری تان،و طرز برطرف کردن آنها را خواهید آموخت.
یاد آوری های فصل دوم
1.بهانه هایی نظیر این که ((من اصلا غذا دوست ندارم.)) یا ((سوخت و ساز بدنم کند است)) یا ((غده عایم به طرز مفرطی فعال هستند.)) تقریبا هیچ گاه دلیل واقعی اضافه وزن نیست.
2.غذا برای بیشتر زنان دارای اهمیت روانی است.
3.وقتی به اکتشاف دلایل پر خوری تان میپردازید،لازم است که با خودتان صادق باشید.
4.اگر چند دلیل از دلایل نام برده،پلیل پر خوری شما نیز هست،احساس دلسردی نکنید.بیشتر مردم بیش از یک دلیل دارند.
5.به هنکام رویارویی با دلایل متفاوت پر خوری تان، نسبت به خود ملایم و مهربان باشید.

احترام به خود

مهمترین ویژگی یی که انسان باید برای مسب توفیق و زندگی سالم و سعادت آمیز در خود بپروراند((احترام به خود))است.معمولا افراد چاق برای خودشان احترام چندانی قائل نیستند.بیشتر مردم میتوانند عدم امنیت و ترسهایشان را پنهان کنند، اما در مورد شخص چاق همه چیز به صورت اضافه وزن آشکار است.این ((نمایش جسمانی عواطف)) اغلب سبب میشود که اشخاص چاق مورد تمسخر و تخقیر افرادی قرار بگیرند که به اندازه کافی حساس نیستند.
افراد چاق با تبعیض مواجه میشوند
شخص چاق وادار میشود که احساس کند شهروندی طبقه دو است.در همه زمینه های زندگیش،با او چون انسانی ضعیف و حقیر رفتار میشود. حتی کسانی که توقع میرود دانا تر باشند نیز ظاهرا اضافه وزن را فقط به صورت حاصل عدم کنترل خود در نظر میگیرند.
از پزشک خود شنیده اید که:((فقط اندکی از پشت میز ناهار خوری زود تر بلند شو تا اضافه وزنت را از دست بدهی.))اگرچه فکر می کنید پزشک متوجه است که چه میگوید،میدانید که به این آسانی ها نمیتوانید از پشت میز ناهار خوری بلند شوید. خوشبختانه بیشتر پزشکها از حساسیت بیشتری برخوردارند.
پس خانم جونز نی قلیانی که همسایه بغلی است و او هنین را میگوید ،چه؟در رویارویی با چنین تحقیری،آسان است که به خودتان به صورت نوجودی جبون و بی اراده بنگرید.پزشک و خانم جونز تنها کسانی نیستند که به شما و (خدای نکرده)به 18کیلو اضافه وزنتان به چشم تحقیر می نگرند .نادانی و وسواس نسبت به ظاهر جسمانی سبب شده است که فرهنگ ما موجب زجر و آزار اشخاص شود که اضافه وزن دارند.چه جای تعجب اگر افراد چاق کمبود ((احترام به خود))دچارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 11 =