پرخوری عصبی | جلوگیری از پرخوری عصبی | قسمت اولReviewed by Mehdi kh on Jun 18Rating: 5.0

من در طول دو دهه ی گذشته، مدام رژیم داشته ام و در مجموع ۳۵۸ کیلوگرم وزن کم کرده ام. با آن همه کاهش وزن، اکنون باید تبدیل به یکی از آویزهای دستبندهای کودکان شده بودم. اگر می توانستید خانه های همسایه های خود را با دوربینی از نزدیک ببینید، دهها، صدها و یا شاید هزاران فرد را پیدا می کردید که در حال شکستن رژیم خود هستند. هر کدام از این افراد، صبحها مصمم از خواب بیدار می شوند و خود را مقید به حفظ برنامه ی رژیمی خود میدانند؛ اما عصر هنگام، یک دست آنها شکلاتی را به دهان می برد و دست دیگرشان بر روی پیشانی است و در تعجب اند که واقعا چرا …… چرا آن قدر بی اراده هستند. در واقع، ممکن است شما نیز یکی از همین افراد باشید. واضح است که اضافه وزن می تواند عمر شما را کاهش دهد. مطالعات نشان میدهند که می توان با رژیم و ورزش آمارهای مربوط به دیابت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبی را ۸۳ درصد کاهش داد. چاقی مفرط می تواند سطح انرژی فرد را کاهش دهد، مانعی بر سر راه موفقیتهای اجتماعی شخص باشد و طبق گزارشی که اخیرا در روزنامه لس آنجلس به چاپ رسید، حتی سطح درآمد را کاهش دهد. این مطالعه به بررسی میزان ثروت ۲۰۰۰ نفر در سن ۳۹ سالگی پرداخت. نتایج نشان داد که افراد با وزن متناسب، دو برابر بیشتر از دیگران ثروت داشتند.

اما چرا با وجود دانستن چنین حقایقی نمی توانید به اهداف وزنی خود دست یابید؟

همان طور که در بخش مقدمه اشاره کردم، شما از غذا نه تنها به عنوان منبع تغذیه، بلکه به عنوان یک مکانیسم مقابله ی روان شناختی نیز استفاده می کنید. اخیر، یکی از بیمارانم به نام الیسون به من گفت که «وابستگی من به غذا، قبل از دوران نوجوانی آغاز شد. اگر ناراحت به خانه می آمدم، مادرم به من می گفت: «بخور، احساس بهتری خواهی داشت». در آن زمان مشکل وزنی نداشتم؛ اما دیگران مرا مجبور به خوردن و خوردن کردند و کم کم، به عنوان یک نوجوان، غذا دوست من شد». «وقتی ۱۶ ساله بودم، متوجه شدم که دوست پسرم با دختر دیگری به نام لیندا رابطه دارد. به یاد می آورم که روی مبل ولو میشدم و گریه می کردم و مادرم با کاسه ی بستنی بزرگی در کنارم می نشست و با قاشق بستنی ها را به خورد من می داد و بله هنوز هم هر وقت که غمگین میشوم، دوست دارم بستنی بخورم.

همین ماه گذشته، وقتی از تد طلاق گرفتم و از محضر خانه بیرون آمدم، فورا به مغازهی بستنی فروشی رفتم. می دانستم که برای مقابله با احساساتم باید چیزی بخورم». استفاده از غذا برای مقابله با احساسات؛ مانند کاری که لیندا کرد پرخوری عصبی نامیده می شود. مطالعه ای بر روی ۱۷ هزار نفر که نتوانسته بودند به خوبی رژیم بگیرند نشان داد که تقریبا همه ی آنها به دلیل مسائل عاطفی مرتبط با عزت نفس یا آسیب دیدگی احساسات، به خوردن روی آورده بودند. آنها تا قبل از این که شوهرشان به آنها خیانت کند، شغلشان را از دست بدهند یا والدینشان را از دست دهند، به خوبی رژیم می گرفتند. شاید شما نیز در گذشته، با مسئله ی مشابهی روبرو بوده اید که باعث شده نتوانید رژیم خود را با موفقیت به پایان برسانید. یکی از چیزهایی که آموخته ام این است که غلبه بر گرسنگی هیجانی با استفاده از شمردن کالری ها؛ مانند تلاش برای دویدن در حالی است که شما روی کاناپه دراز کشیده اید و به هیچ عنوان عقلانی به نظر نمی رسد. شما باید به بخش های عمیق تر وجود خود بروید تا بتوانید بر گرسنگی هیجانی غلبه کنید؛ زیرا گرسنگی اصلی در ذهن شما و نه در شکم شماست. راکسی، مادر ۴۵ ساله ی سه کودک است که می گوید در یک بعداز ظهر خسته کننده، زمانی که با دختر ۱۶ ساله اش به یک مرکز خرید رفته بود، یک بسته کامل کلوچه خورد. او به من گفت: «از دست دخترم خیلی عصبانی بودم و چارهی دیگری نداشتم؟». این زن خیلی باهوش در برابر سؤال «چرای» من نتوانست به چاره ی دیگری فکر کنند.

الگوی قورت دادن احساسات با استفاده از قورت دادن غذا چنان در ذهن راکسی نقش بسته بود که عقل سلیم او را تحت تأثیر قرار داده بود. راکسی توانایی تفکر درست و سازنده در مورد مسائل هیجانی را نداشت که خود یکی دیگر از نشانه های پرخوری عصبی است. او به یک جعبه کلوچه برای رفع گرسنگی جسمی نیاز نداشت؛ اما فکر می کرد که به آن احتیاج دارد. راکسی فکر می کرد که کلوچه ها تنها راه غلبه بر خشم و ناکامی او هستند و او را قادر می سازند که دست از افکار خشمگینش نسبت به دخترش بردارد.

راکسی و الیسون در چند زمینه با یکدیگر اشتراکاتی دارند

۱- آنها بیش از اندازه می خورند تا احساسات خود را سرکوب کنند. ۲- آنها از غذاهای چاق کننده استفاده می کنند و بعد از آن احساس عذاب وجدان دارند. ۳- آنها مهارتهای حل مسئله ی خود را نادیده گرفتند. این سه رفتار می تواند تعریف خلاصه ای از پرخوری عصبی به دست دهد. اجازه دهید تا با آزمون کوتاهی مشخص کنیم که آیا شما یک پرخور عصبی (شخصی که از غذا به عنوان سلاحی در برابر زندگی استفاده می کند) هستید یا نه. آیا شما یک پرخور عصبی هستید؟ برای درک این مسئله که آیا شما یک پرخور عصبی هستید یا نه لطفأ به هفت سؤال زیر پاسخ دهید.

آخرین مرتبه ای که زیاد خوردید

۱-گرسنگی تدریجی بود یا ناگهانی؟ ٢- وقتی که گرسنه شدید، آیا نیاز شدیدی برای خوردن فوری چیزی پیدا کردید؟ ٣- وقتی که چیزی می خوردید، آیا به چیزی که در دهانتان بود توجه می کردید یا این که فقط قصد قورت دادن آن را داشتید؟ ۴- وقتی که گرسنه شدید، آیا هر غذای مغذی خوشمزه به نظر می رسید یا این که به وجود غذاهای خاصی برای ارضای گرسنگی نیاز بود؟ ۵- آیا بعد از خوردن غذا، احساس عذاب وجدان داشتید؟ ۶- آیا وقتی که از لحاظ عاطفی ناراحت و غمگین بودید و احساس خلاء می کردید، غذا خوردید؟۷- آیا فورأ و سریع غذا را بلعیدید؟

حال ببینیم که چگونه می توان نتایج را تفسیر کرد

1- پرخوری عصبی به صورت ناگهانی بروز می کند در حالی که گرسنگی فیزیکی روندی تدریجی دارد. گرسنگی فیزیکی با سروصدای شکم همراه است که کم کم شدیدتر می شود.و به صورت غرغر در می آید تا جایی که تبدیل به درد گرسنگی می شود؛ اما در هر حال، فرآیند کندی دارد و بسیار متفاوت از گرسنگی هیجانی است که شروعی ناگهانی و شدید دارد.

۲- برخلاف گرسنگی فیزیکی، گرسنگی هیجانی به غذای فوری و ارضای فوری نیاز دارد؛ بالعکس در گرسنگی فیزیکی، می توانیم برای غذا صبر کنیم.

۳- یکی دیگر از تفاوت های بین گرسنگی فیزیکی و گرسنگی هیجانی در ذهن آگاهی است. برای ارضای گرسنگی فیزیکی، به طور معمول، آگاهانه غذای خود را انتخاب می کنید و به آن چیزی که می خورید، توجه دارید. به این که چه مقدار غذا در داخل دهان خود می گذارید، توجه می کنید و بعد از احساس سیری می توانید غذا خوردن را متوقف کنید؛ اما در گرسنگی هیجانی، حتی بعد از بلع مقدار زیادی غذا، همچنان غذای بیشتری می خواهید.

۴- برای رسیدن به احساس سیری در گرسنگی هیجانی، نیاز به غذاهای خاصی است. اگر گرسنگی فیزیکی داشته باشید، حتی هویج هم خوشمزه به نظر می رسد؛ اما اگر گرسنگی هیجانی داشته باشید، فقط کیک و بستنی یا انواع خاصی از غذاها خوشمزه به نظر می رسند.

۵- پرخوری عصبی باعث ایجاد احساس گناه می شود و شخص به خود قول میدهد که دفعه ی بعد بهتر عمل کند. گرسنگی فیزیکی با احساس گناه همراه نیست؛ زیرا میدانید که برای تأمین سلامتی و انرژی بدن خود خورده اید.

۶- گرسنگی هیجانی، ریشه های عاطفی و هیجانی دارد. گرسنگی فیزیکی ناشی از نیازهای فیزیولوژیکی است.

۷- وقتی به دلیل گرسنگی فیزیکی غذا می خورید، می توانید طعم و مزه ی هر لقمه از غذا را درک کنید؛ اما وقتی که به دلیل گرسنگی هیجانی غذا می خورید، فقط می بلعید و ناگهان می بینید که کل ظرف بستنی را تمام کرده اید. دلیل اصلی گرسنگی شما- گرسنگی غیرواقعی یا گرسنگی کاذب وقتی که کلوچه می خرم، فقط چهار تا از آنها را می خورم و بقیه را دور می اندازم؛ اما قبل از دور انداختن به آنها حشره کش میزنم تا بعدا آنها را از سطل آشغال بیرون نیاورم. مراقب باشید، حتی حشره کش هم طعم چندان بدی ندارد

برای رهایی از چربیهای مقاوم با ما مشورت کنید .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =