به چه کاری دست می زنید؟ ذهن نیمه هشیارتان پاسخش را میداند: بخورا در چنین وضعیتی، خوردن همه نیازها را ارضا میکند. هم از انجام دادن کارها اجتناب می ورزید، هم به طرزی «زايا» خود را به کاری سرگرم میکنید. به هرحال، خوردن برای بقا نیز ضروری است، مگر نه؟ از این رو، از تنبلی خود نیز احساس گناه نمی کنید.

اگر به این طریق از غذا استفاده میکنید، بیاموزید چگونه به خودتان اجازه بدهید که وقت آزاد داشته باشید. اگر خیره شدن به پنجره را دوست دارید، این کار را بکنید. مردم برای تجدید قوای نیروهای خلاقشان به این زمان «خیالپردازی نیاز دارند. از این اعتقاد که اگر مدام زایا نباشید بی ارزش هستید، دست بردارید. شاید هم دیگر بار زمان بندی اوقاتتان را ارزیابی کنید. تنها آنچه را که واقعا می توانید در یک روز انجام بدهید در برنامه تان جای دهید، و مابقی را برای روز بعد بگذارید.

وقتی به مطالعه مجدد این دلایل باز می گردید که چرا مردم از غذا سوء استفاده می کنند، به خاطر داشته باشید که بیشتر این دلایل به طور ناخودآگاه آشکار می شوند، نه از راههای عقلانی، این بدان معنا نیست که میتوانید مسؤولیت اعمالتان را رها کنید؛ با رفتارتان در عنان اختیارتان نیست. فقط به این معناست که لزومی ندارد برای آفرینش همه این افسانه ها درباره غذای احساس حماقت کنید. در فصلهای بعدی، راههایی برای تشخیص دلایل پرخوری تان، و طرز برطرف کردن آنها را خواهید آموخت.

  1. بهانه هایی نظیر این که «من اصلا غذا را دوست دارم.» یا «سوخت و ساز بدنم کند است.» یا «غده هایم به طرز مفرطی فعال هستند. » تقریبا هیچ گاه دلیل واقعی اضافه وزن نیست.

۲. غذا برای بیشتر زنان دارای اهمیت روانی است.

٣. وقتی به اکتشاف دلایل پرخوری تان می پردازید، لازم است که با خودتان صادق باشید.

٤. اگر چند دلیل از دلایل نامبرده، دلیل پرخوری شما نیز هست، احساس دلسردی نکنید. بیشتر مردم بیش از یک دلیل دارند.

۵. به هنگام رویارویی با دلایل متفاوت پرخوری تان، نسبت به خود ملایم و مهربان باشید.

احترام به خود

غذا خوردن

مهمترین ویژگی یی که انسان باید برای کسب توفیق و زندگی سالم و سعادت آمیز در خود بپروراند «احترام به خود» است. معمولا افراد چاق برای خودشان احترام چندانی قایل نیستند. بیشتر مردم می توانند عدم امنیت و ترسهایشان را پنهان کنند، اما در مورد شخص چاق همه چیز به صورت اضافه وزن آشکار است. این نمایش جسمانی عواطف» اغلب سبب می شود که اشخاص چاق مورد تمسخر و تحقیر افرادی قرار بگیرند که به اندازه کافی حساس نیستند.

افراد چاق با تبعیض مواجه می شوند

شخص چاق وادار می شود که احساس کند شهروندی طبقه دو است. در همه زمینه های زندگیش، با او چون انسانی ضعیف و حقیر رفتار می شود. حتی کسانی که تصور می رود داناتر باشند نیز ظاهرا اضافه وزن را فقط به صورت حاصل عدم کنترل خود در نظر میگیرند.

از پزشک خود شنیده اید که: «فقط اندکی زودتر از پشت میز ناهار خوری بلند شود تا اضافه وزنت را از دست بدهی.» اگر چه فکر میکنید پزشک متوجه است که چه می گوید، میدانید که به این آسانیها نمی توانید از پشت میز ناهار خوری بلند شوید. خوشبختانه بیشتر پزشکها از حساسیت بیشتری برخوردارند.

پس خانم جونز نی قلیانی که همسایه بغلی است و او هم همین را میگوید، چه؟ در رویارویی با چنین تحقیری، آسان است که به خودتان به صورت موجودی جبون و بی اراده بنگرید. پزشک و خانم جونز تنها کسانی نیستند که به شما و (خدای نکرده) به ۱۸ کیلو اضافه وزنتان به چشم تحقیر می نگرند. نادانی و وسواس نسبت به ظاهر جسمانی سبب شده است که فرهنگ ما موجب زجر و آزار اشخاصی شود که اضافه وزن دارند. چه جای تعجب اگر افراد چاق به کمبود «احترام به خود» دچارند.

شما نیز مسؤولیت دارید

رژیم فرانسوی

با پشت دستی زدن به متخلفان، نمیخواهم اشخاص چاق را به صورت قربانی معرفی کنم. نمی توانید به علت رفتار عاری از حساسیت دیگران، نسبت به خودتان احساس دلسوزی کنید. تنها می توانید مسؤولیت ایجاد

احترام به خودتان را به عهده بگیرید.

اغلب در مورد «احترام به خود» سوء تفاهم بزرگی وجود دارد. برخلاف عقیده رایج، «احترام به خود» نخوت یا خود پرستی نیست. فرهنگ و بستر، «احترام به خود» را چنین تعریف می کند: «اعتماد به نفس و رضایت از خود». واژه کلیدی در اینجا «از خود» است. از خودتان، درون خودتان. به عبارت دیگر، خودتان را به همان صورتی که هستید دوست بدارید.

خودپرست و خودستا و ملامتگر نخست باید تأیید خود را از بیرون بستانند. نخست باید مورد تأیید دیگران قرار بگیرند، زیرا در درون خودشان فاقد آنند. شخصی که برای خودش احترام قائل است، لازم نیست به جهانیان بگوید که چه بی همتاست. این امر پیشاپیش بر همه – به ویژه بر خودش – آشکار است.

منشاء کمبود «احترام به خود» را معمولا میتوان در کودکی شخص یافت. اغلب به کودکان می گویند: «خوب نیست به خودت ببالي» .کودک تصور می کند این هشدار نشانه آن است که به اندازه کافی خوب نیست. از این رو، اعتماد به نفس موجودش نیز در هم میشکند.

پرخورها خودشان را در مرحله دوم قرار میدهند

خویشتن دوستی عملی خودخواهانه یا غیر منصفانه نیست. اگر خودتان به خود اهمیت ندهید، چرا دیگری باید به شما اهمیت بدهد؟ دریافت عشق و محبت از دیگران، همیشه با توانایی پذیرش عشق و محبت از خود آغاز می شود.

بدبختانه، شخص پرخور با خویشتن دوستی مشکل فراوانی دارد. در فهرست حق تقدمهایش، همواره خودش را در مرحله دوم و سوم و دهم قرار میدهد. مراجعم آدل، بهترین نمونه این امر است. آدل از این که بهترین مامان دنیا باشد به خود میبالد. او دبیر متعهدی نیز هست و همسر مردی است که حرفه یی موفق دارد و ما در دو فرزند است. دست اندرکار فعالیتهای اجتماعی بسیاری است و کدبانوی بی نقصی نیز هست. ضمنا آدل خشمگین و خسته و سرشار از انزجار است. چرا؟ چون اجازه میدهد همه این تقاضاهای بیرونی بر نیازهای شخصی خودش حق تقدم داشته باشند.

یکی از اوضاعی را که برایم تعریف کرد، نمونه یی از هر روز اوست. در پایان روز میخواست مدرسه را ترک کند، که همسرش تلفن کرد تا بگوید به علت جلسه مهمی نمی تواند طبق قرارشان پسرشان را به کلاس موسیقی ببرد، و پرسید که آیا او می تواند این کار را بکند؟ آدل هم قرار ملاقات مهمی داشت. اما با هزار مشکل، از نیازهای خودش صرفنظر کرد و قرار ملاقات را به هم زد تا رانندگی پسرش را به عهده بگیرد. پس از کلاس موسیقی، به خانه آمد و شاید تا خواندن روزنامه استراحتی بکند. اما همین که به خانه رسید، پسر دیگرش تلفن کرد.

به طرزی جنون آمیز گفت: «بابا باید فراموش کرده باشد به دنبالم بیاید. من در زمین ورزشم. لطفا بیا دنبالم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 4 =