پیامد های ناشی از پرخوری عصبی در خانواده و جامعهReviewed by Mehdi kh on Jun 30Rating: 5.0

ممکن است از دست مادرتان عصبانی باشید و او را به خاطر داشتن احساسات وحشتناک خود متهم کنید؛ اما تجربه نشان داده است که این ناسزا یا تهمت نیست که باعث تحریک پرخوری عصبی می شود. اگر به ناسزاها اجازه ندهید که شما را تحقیر کنند، می توانید زنده بمانید. چه کسی می تواند به شما احساس بدی دهد؛ منتقدان؟ نمی توانید کسانی که شما را توبيخ يا ملامت می کنند، متهم کنید؛ شما فقط می توانید خودتان را سرزنش کنید. شما کسی هستید که باعث ایجاد حس بی ارزشی در خود می شوید. اجازه دهید که توضیح دهم. وقتی که طرد یا انتقادی را تجربه می کنید، در ابتدا از درد ناشی از آن رخداد آسیب زننده رنج می برید و آن فکر قدیمی موجود در ذهنتان تحریک شده و به شما می گوید که در واقع، یک بازنده هستید و به همین دلیل، افراد چنین برخوردی با شما دارند.

برای رهایی از چاقی با ما مشورت کنید .

بعد از آن، ممکن است احساس طرد و تحقیر کنید و بدترین ها را به جای بهترین ها در مورد خودتان باور کنید و نتوانید چنین احساساتی را تحمل کنید. حتی اگر ارزشی برای پیام انتقادی که دریافت کرده اید، قائل نباشید حتی اگر با مادرتان موافق نباشید که باید در سن سی سالگی ازدواج می کردید چون ممکن است شانس زیادی برای ازدواج نداشته باشید به پیام منفی او اجازه میدهید که باورهای منفی شما را در مورد خودتان تحریک کند. شاید انتقاد مادر شما را نگران کند و این طور فکر کنید که ممکن است هیچ کس، هیچ وقت شما را دوست نداشته باشد یا ممکن است هیچ کس را واقعا دوست نداشته باشید (پیش بینی های فاجعه آمیز)، یا این که مشکلی دارید که نمی خواهید ازدواج کنید یا مشکلی دارید که تا این حد از دست مادرتان عصبانی شده اید یا حتی این که مادر وحشتناکی دارید.

ما در پیدا کردن راههای طرد خود، موجودات بسیار خلاقی هستیم

آسیب زدن به خود به دلیل آسیب زدن شخص دیگری به شما شما باید تجربهی آسیب دیدن را از تجربهی آسیب زدن به خود در پاسخ به آسیب دیدن جدا کنید تا بتوانید تفاوت بین این دو را متوجه شوید. قضاوتی که در مورد خود دارید می تواند بسیار آسیب زننده باشد و شما را تحریک به پرخوری کند. خود تردیدی ها باعث غرغر شکم در شکم غیرواقعی شما می شوند. ناامیدیها و طردها پدیده های واقعی هستند که به شیوه های مختلفی قابل کنترل هستند؛ اما خود تردیدی چیز دیگری است و بررسی آن کمی دشوارتر است؛ زیرا عمیق و بسیار دردناک است. این چیزی است که همه ی ما از آن می ترسیم. خود تردیدی، احساسات ناتوانی ما را تحریک می کند؛ زیرا اگر ما واقعا به آن وحشتناکی هستیم که فکر می کنیم و قدرتی برای تغییر نداریم؛ بنابراین تحمل زندگی بسیار دشوار است.

ما باید با استفاده از هر چیزی که می توانیم فرار کنیم و غذا معمولا در دسترس ترین انتخاب ممکن است. هر کدام از ما نقاط آسیب پذیری داریم که بدترین ترس ها را در مورد خودمان تحریک می کند. ممکن است وقتی همسرتان فراموش می کند که به شما شب بخیر بگوید، احساس کنید که دوست داشتنی نیستید. ممکن است وقتی که درخواست ارتقای دوستتان پذیرفته نمی شود، دوستتان ناراحت شود و به این نتیجه گیری برسد که مهارت ندارد. باید دانست که چه احساسی چنین خلاء امنیتی را در شما به وجود می آورد. اگر بدانید که چه چیزی شما را تحریک می کند، می توانید قبل از این که با پرخوری عکس العمل نشان دهید، اقدام مناسبی داشته باشید. بعد از یک روز کاری دشوار به خانه می رسید و همسرتان با رفتاری سرد از شما استقبال می کند. در اداره، یکی پس از دیگری، تماس های آزاردهنده ای داشتید و در مسیر رسیدن به خانه، در حالی که ضبط ماشینتان هم خراب شده بود، به مدت ۴۵ دقیقه در ترافیک ماندید. شما به کمی راحتی و حمایت نیاز داشتید؛ اما به جای آن، همسرتان نگاهش را به زور از سمت تلویزیون برمی گرداند تا به شما سلام کند و هیچ بوسه، به خانه خوش آمدی و یا غذای گرمی در کار نبود.

رفتار همسرتان به شما احساس ناامیدی و دل سردی میدهد و کمی احساس عصبانیت می کنید. به آشپزخانه می روید، کمی کیک پنیر، باقی ماندهی مرغ دیشب، چهار کلوچه، باقی ماندهی پیتزای بچه ها و مقداری بستنی میخورید. برای دقایقی آن روز سخت، رئیستان، ترافیک، همسری تنبل و بچه های شلوغ را فراموش می کنید؛ اما صدای درونی آزاردهنده ای به شما یادآوری می کند که با اجتناب از پیدا کردن راه حلی بهتر برای ناامیدیتان، رژیم خود را خراب کردید. می توانید با تماشای تلویزیون یا رفتن به رختخواب یا خوردن بیشتر غذا با همه ی آن احساسات بد مقابله کنید. همه ی این راه حلها برای لحظاتی نوعی خلسه ی احساسی به شما خواهند داد؛ اما هیچ یک از آنها مسئله ای را حل نمی کند و احساس بد شما به روز بعدی نیز کشیده خواهد شد. اگر می توانستید در آن لحظات پرفشار، احساس خود را زیر ذره بین قرار دهید، چه اتفاقی می افتاد؛ مانند آن زن در داستان بالا که یک روز کاری پرفشار را پشت سر گذاشته بود، ممکن بود از این که طرف رابطه ی شما دلایل موجهی برای نادیده گرفتن شما دارد، بترسید؛ ممکن بود بترسید که طرف رابطه ی شما چیزی دوست نداشتنی (برچسب خود تردیدی در شما دیده است و بنابراین شما شایسته ی طرد و نادیده گرفته شدن هستید. اگر به جای استفادهی سریع از غذا برای فروخواباندن فشار، آرام می شدید، می توانستید تفسیری مجدد از اوضاع داشته باشید. شاید همسرتان نیز روز کاری سختی داشت.

شاید او متوجه شده بود که شما روز کاری سختی داشتید و از این می ترسید که هر آن چه بگوید، شما را عصبانی تر کند؛ اما شما می توانستید به جای ناامید شدن یا فکر کردن به این مسئله که حتما مشکلی در شما وجود دارد، از همسرتان بخواهید که شما را در آغوش بگیرد یا با دوستتان تماس بگیرید و در مورد آن روز با او صحبت کند، چیزی که به شما کمک می کرد تا واقعا احساس بهتری پیدا کنید؛ نه این که با غذا خوردن حال خود را بدتر کنید. انسان به خود شک می کند و همه ی ما در مراحلی از زندگی، اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم. هرچند که در زندگی روزمره، خود تردیدی های خود را حداقل تا حدودی تحت کنترل در می آوریم تا بتوانیم عملکرد درستی داشته باشیم؛ اما طرد، انتقاد یا ناامیدی، احساس خود تردیدی را در ما بیدار می کند و تحریک چنین احساساتی واقعا آزاردهنده است. بعد از آن که چنین احساسات آسیب زننده و خود تردیدی های همراه با آن را تجربه می کنید، تلاش خواهید کرد تا با خوردن غذا خود را آرام کنید. در واقع، درد به سرعت تبدیل به گرسنگی می شود و شما متوجه دردی که گرسنگی را تحریک کرده است، نمی شوید. در اینجا ما این فرآیند را به آرامی بررسی می کنیم تا شما به خود آسیب نزنید. خود تردیدی های تحریک نشده من یک عقدهی حقارت دارم که چندان خوب نیست.

گاهی اوقات، حتی وقتی کسی در اطرافتان نیست تا شما را عصبانی کند، ممکن است همچنان احساس بدی در مورد خود داشته باشید. خودتردیدی به شخص دیگر، به طرد یا تحقیری نیاز ندارد تا خود را نشان دهد. جودی مادر چهل و سه ساله ی سه کودک است که می گوید بعد از خوابیدن همه ی کودکانش احساس بدی دارد و از این که مادر بدی است، احساس گناه می کند. او ناگهان می بیند در حالی که روی مبل نشسته و در حال تماشای یک برنامه ی تلویزیونی است، یک بسته چیپس را تمام کرده است. ممکن است رویایی سرشار از خود تردیدی داشته باشید و بعد از بیدار شدن از خواب، تمایل زیادی به پرخوری داشته باشید. ممکن است به تنهایی در پارک بنشینید و در مورد این که چه مشکلی دارید عمیقا به فکر فرو روید و خود را به خاطر داشتن والدین، همسر و یا دوستی بد، متهم کنید. ممکن است آن قدر کلمات انتقاد آمیز در سرتان بچرخند که ناگهان احساس کنید قدرت حرکت ندارید؛ صداهایی که دهه ها قبل توسط افرادی به شما گفته می شده است که حالا مردهاند. گویی صدایی درونی در درون شما زندگی می کرده است و جای والد انتقادگر یا معلم سرزنشگر را گرفته است.

برای رهایی از چاقی با ما مشورت کنید .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 4 =