پرخوری عصبی | عواقب پرخوری عصبی در زندگی روزمرهReviewed by Mehdi kh on Jun 25Rating: 5.0

به جای احساس تنهایی، خود را دختر ترشیده ی ۷۰ ساله ای می بینید که ۱۶ گربه دارد. به جای مقابله با یک عصبانیت طبیعی، می ترسید که کسی را بکشید. نرما، مادر سی و شش ساله ی سه فرزند است. او هر روز رأس ساعت چهار و نیم بعداز ظهر، شروع به شمردن ثانیه ها برای رسیدن همسرش می کند. نرما مشغله های زیادی دارد و به نظر می رسد که از کار خانه، شست و شو، رفت و روب، بچه هایی که مرتبا با یکدیگر دعوا می کنند و مادرش که اخیرا بیوه شده و در حال ازدواج با شخص دیگری است، خلاصی ندارد. روز، پایان ناپذیر به نظر می رسد. نرما احساس تنهایی شدیدی دارد و در طول آن ساعتها، انواع و اقسام خوراکی ها را می خورد. وقتی که همسرش به خانه می رسد، او شديدة از خود متنفر است. پیش بینی های فاجعه آمیز نرما، آرامش را از او سلب می کنند.

برای رهایی از چاقی و رسیدن به تناسب اندام با ما تماس بگیرید .

به جای پذیرش خستگی شدید خود در ساعت چهار و نیم بعداز ظهر و انجام کاری آسان تر، احساس ضعف و ناتوانی می کند و تمایل غیرقابل کنترل او برای خوردن ظاهر می شود. وقتی برنامه ی لاغری خود را با انجام تمرینهای بخش دوی جلسه ی دوم آغاز کنید، متوجه پیش بینی های فاجعه آمیز متصل به این احساسات، دلایل غیرمنطقی آنها و نیز چرایی ترسهای خود خواهید شد. وقتی که از دسترسی به احساسات و کشف آنها آن قدر می ترسید، به این نتیجه رسیده اید که تا حدودی شکست خورده اید. احساسات، شما را به تجربه ی عمیق تر ناتوانی پیوند می دهند و آنجا، جایی است که شما از رفتن بدان اجتناب می کنید. همان گونه که می دانید، الگوی پرخوری عصبی با عکس العمل قدیمی که بدان اشاره کردیم، تحریک می شود. مسئله ای رخ میدهد، سوء تعبیری دارید، شاید یک پیش بینی فاجعه آمیز و به نتیجه ی ناتوانی می رسید. همه ی اینها در یک چشم بر هم زدن رخ میدهد و وقتی در یک لحظه به احساس ناتوانی می رسید، باور می کنید که خوردن تنها گزینه ی ممکن است که میتواند حال شما را بهتر کند وگرنه آن لحظه تا ابد به طول خواهد انجامید.

در این بخش، چند نوع از نتیجه گیریهای ضعف و ناتوانی را فهرست کرده ام که ممکن است شما در آخرین بخش تجربه کرده باشید و همچنین، به طور عمیق تری در فصل های باقی مانده به بررسی آنها خواهم پرداخت؛ اما اکنون اجازه دهید که نگاهی عمیق تر به این مسئله داشته باشیم که چرا با وجود آن که متعهد شده اید وزن خود را کنترل کنید، ناگهان تصمیم می گیرید که بیش از حد غذا بخورید.

عواقب ناتوانی نتیجه گیری

شماره ی ۱: لایهی خود تردیدی شخصی از شما میخواهد تا کاری را که بلد نیستید، به انجام برسانید. شما به این نتیجهی ناتوانی می رسید که کودن هستید. چنین احساسی ویران کننده است؛ اما نیازی نیست که به سوپر مارکت بروید و چیزی بخرید تا از احساس کردن بودن اجتناب کنید.

نتیجه گیری شماره ی 2: لایهی ناکامی/ پاداش از طریق وب سایت همسریابی به هجدهمین قرار آشنایی خود می روید. بعد از هر قرار، امیدتان ناامید می شود و به این نتیجه می رسید که شکست خورده اید و نمی توانید هیچ کاری برای مقابله با آن انجام دهید. ناتوانی در یافتن شریکی خوب ناامید کننده است؛ اما نیازی نیست که با صرف غذا در اولین فست فود در راه خانه، از مقابله با آن اجتناب کند. در بخش دوم، شیوهی مدیریت روابط را به شما نشان خواهم داد.

نتیجه گیری شماره ی ۳: لايهی امنیت در کودکی از شما سوء استفاده شده است. شما به این نتیجه می رسید که امنیت ندارید و نمی توانید از خود مراقبت کنید. مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در دوران کودکی، درد و آسیب بدی است؛ اما لایه های اضافی چربی نمی تواند آنچه را که برای شما رخ داده است، تغییر دهد و از شما در مقابل چیزی محافظت کند. در بخش دوم، به شما نشان خواهم داد که چگونه از طریق مقابله با مسائل واقعی، یک لایه ی امنیت واقعی به وجود آورید.

نتیجه گیری شماره ی ۴: لایه ی سرکش و نافرمان کودکانتان به حرف شما گوش نمیدهند و بنابراین، عصبانی هستید. به این نتیجه می رسید که خوردن بهتر از ابراز احساس است. شما می ترسید اگر ابراز کنید که چقدر عصبانی هستید، ممکن است به صورت غیر قابل کنترلی بر سرشان فریاد بزنید یا حتی آنها را کتک بزنید. در واقع، مقابله با عصبانیت می تواند هیجان ترسناکی باشد.

در بخش دوم، تفاوت بین مبارزه طلبی کودکانه و ابرازگری بالغانه را به شما نشان خواهم داد. نتیجه گیری شمارهی ۵ لایهی پوچ و توخالی شما تقریبا هرگز برنامه ای برای نحوهی گذران شبها ندارید. تنها هستید، احساس پوچی و تهی بودن دارید و نمی توانید رضایت خاطر داشته باشید. به این نتیجه می رسید که غذا تنها چیزی است که شما را پر می کند. تنها بودن می تواند ترسناک باشد؛ اما در بخش دوم، راهی را به شما نشان خواهم داد که می تواند این خلاء را در شما پر کند.

خلسه ی غذایی حال می خواهیم ببینم که چگونه احساسات آن قدر تلنبار می شوند که نمی توان با آنها مقابله کرد. شما می توانید بفهمید که چرا تابه حال از تجربه ی مسائل، فرار می کردید؛ به این دلیل که می خواستید تا نقطه ی ویرانی و مرز یک فاجعه از مقابله با هیجانات و عواطف اجتناب کنید. شما دچار خلسه ی غذایی شده اید که احساسی مانند بودن در یک محل امن را دارد؛ حباب و منطقه ای که به شما احساس مراقبت، دوست داشته شدن و رهایی از مسئولیت می دهد. خلسه ی غذایی جایی است که به طور موقتی، از احساسات بد رهایی می یابید و احساسات بد می توانند به طور موقت تبدیل به لذت خوردن شوند. با خوردن می توانید از جهنم زجر کشیدن از هیجانات و احساسات منفی خلاص شوید. در طول سال ها، بسیاری از بیمارانم برایم توصیف کرده اند که خلسه ی غذایی چه چیزی به آنها بخشیده است. شاید برخی از مطالب زیر در مورد شما نیز صادق باشند. ربکا یک مادر سی و هشت ساله ی خانه دار، با قد یک متر و ۵۵ سانتی متر و ۸۰ کیلو وزن است. او می گوید: «غذا وفادار است، همیشه هست، همیشه پاسخ گو است. همسرم می گوید که من با شکلات هایم عشق بازی می کنم. من به شیوه ی خاصی آنها را می خورم. من عاشق شکلات هستم و از خوردن آن سیر نمیشوم. امتیاز کوتاه مدت آن این است که برای لحظاتی فقط من و شکلاتهایم با هم هستیم. ذهن من روی خوردن، مزه، طعم، حس مطلوبی که به من میدهد تمرکز می کند و هیچ فکر یا مزاحمت دیگری وجود ندارد؛ اما وقتی شکلاتها تمام می شود، ناامیدی، احساس گناه و حسرت آغاز می شود».

برای رهایی از چاقی و رسیدن به تناسب اندام با ما تماس بگیرید .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =