پرخوری عصبی | کنترل احساس برای کنترل گرسنگیReviewed by Mehdi kh on Jun 22Rating: 5.0

وقتی که در انستیتوی پریتیکین ۲” در سانتا مونیکای کالیفرنیا کار می کردم این حقیقت را به روشنی مشاهده کردم. در آنجا افراد ۱۰ هزار دلار در ماه پرداخت می کردند تا تحت نظارت رژیم و برنامه ی ورزشی کنترل شده ای باشند. با وجود این که هزینه ی این برنامه ها حتی از شهریهی گران ترین دانشگاههای خصوصی آمریکا بیشتر بود، بسیار می دیدم که شرکت کنندگان از برنامه فرار می کردند و مخفیانه برای خرید چیپس و همبرگر به فروشگاه ها می رفتند. اینها افرادی با انگیزه بودند که توسط پزشکان به دلایل مشکلات سلامتی تهدید کننده و جدی به پریتیکین فرستاده شده بودند؛ اما انگیزه ی مثبت برای کمک به آنها برای غلبه بر گرسنگی کاذب کافی نبود. مطالعهی اخیری نشان میدهد که ۳۳ درصد از زنانی که اضافه وزن دارند حاضرند که ۵ درصد از باقی عمر خود را در برابر ۵ کیلوگرم کاهش وزن دائمی مبادله کنند.

با این سطح از استیصال و درماندگی، شما انتظار دارید که این زنان در کاهش وزن موفق شوند؛ اما نه انگیزه ی منفی آنها بر انگیزه ی مثبت آنها برای کاهش وزن پیشی می گیرد. تمایل برای ادامه ی برخورداری از آرامش پرخوری عصبی می تواند نیرویی قویی باشد، بسیار قوی تر از تمایل به از دست دادن شکمی بزرگ. از تشخیص این مسئله در خود که چقدر غذا را دوست دارید و به آن وابسته هستید، ناامید نشوید؛ ممکن است بترسید که اگر پرخوری نکنید، نمی توانید عملکرد خوبی داشته باشید. این جایی است که هر شخصی از آن نقطه آغاز می کند. همهی آن چه که نیاز دارید یک درمانگر خوب است تا شما را به یک سفر شفابخش ببرد.

پرخوری عصبی ؟؟؟ شما خود را یک پرخور عصبی می دانید.

• تفاوتهای میان گرسنگی واقعی و غیرواقعی را متوجه شدید.

• این مسئله را درک نمودید که چگونه غذا را به عنوان منبع آرامش و پاداش می بینید.

• میدانید که راز پرخوری، نه فقدان اراده، بلکه تجربه ی ناتوانی و ضعف است.

• باید به یاد داشته باشید که در وقفهی بین احساس ضعف و تمایل غیرقابل کنترل به خوردن، شما تصمیمی می گیرید که می تواند تغییر یابد.

• شما باید پرده پوشی و عدم پذیرش را رها کرده تا بتوانید آغاز به یادگیری کنید و خود را از اعتیاد به غذا رهایی بخشید

همیشه چیزی مانند اختلاف با کسی یا واقعه ای عاطفی- هیجانی در زندگی شما را تحریک می کند تا بیش از حد بخورید. حال عمیق تر به این مسئله می پردازیم. شخص یا واقعه ای خاص نمی تواند باعث ایجاد این مسئله در شما شود، بلکه احساسی که این واقعه یا شخص به شما میدهد مهم است. در ابتدا، حتی ممکن است ندانید که چه احساسی دارید. وقتی که در حال لاغر کردن خود هستید، به مکان هایی که در آنها هستید یا انسان هایی که با آنها هستید، دقت می کنید. سپس، توجهی زیادی به احساساتی می کنید که در آن مکان ها یا با آن افراد برانگیخته می شود. مارجوری، سی و هشت ساله، متأهل و دارای دو فرزند است. او بعد از به دنیا آمدن فرزند اولش، ۱۱ کیلو اضافه وزن آورد و حالا بعد از تولد فرزند دومش، باید ۱۸ کیلوگرم وزن از دست دهد. او می گوید: «متوجه شدم که هر وقت به خانه ی مادر شوهرم می روم، حتی اگر گرسنه نباشم، تمایل شدیدی به خوردن غذا دارم. با وجود این که مادر شوهرم چنین احساس منفی را در من تحریک می کند؛ اما من از غذا به عنوان یک سلاح استفاده می کنم و با این کار تنها به خودم آسیب می زنم.» شناسایی زمان هایی که ممکن است بیش از اندازه غذا بخورید، گام آغازین بسیار بزرگی است؛ اما چرا؟ اهمیت این مرحله در این است که سایر مسائل نیز در حلقهی توجه قرار می گیرند. شما به مسائل پیچیده و مبهم توجه خواهید کرد و پس از آن به تحلیل مسئله خواهید پرداخت. مقابله با احساسات بد غیرقابل اجتناب است؛ احساساتی که تاکنون تلاش کرده اید تا با خوردن از دستشان خلاص شوید.

بیایید با این مسئله مواجه شویم

هیچ کس از احساسات بد استقبال نمی کند و همگی تلاش می کنیم تا کاری برای مقابله با آنها انجام دهیم، ما می خواهیم آنها بروند و برای همین چرت می زنیم، پیاده روی می کنیم، با یک دوست حرف میزنیم، کتاب می خوانیم، تلویزیون تماشا می کنیم، چیزی مینوشیم، سیگار می کشیم، رابطه ی جنسی برقرار می کنیم یا چیزی میخوریم. کم کم به جایی می رسید که احساسات بد شبیه هوای بد می شوند، شما میدانید که آنها می گذرند و درست مانند زمانی که میدانید قرار است باران ببارد و چترتان را برمیدارید، می دانید به چه چیزی نیاز دارید که از پس آنها برآیید. اگر تاکنون به این پذیرش نرسیده اید که احساسات بد بخشی از وجود شما هستند و باید بجای سرکوب و انکار آنها را بپذیرید؛ بنابراین خوردن غذا روش مورد علاقه ی شما و چترتان خواهد بود. | غذا از شما در مقابل احساسات بد محافظت خواهد کرد چرا غذا تبدیل به ابزاری شده است که شما برای مقابله با احساسات غیرقابل تحملی که افراد با اوضاع تحریک کرده اند، استفاده می کنید؟ غذا دو هدف بسیار مهم دارد: اولا، به اجتناب از احساسات کمک می کند و من تمایل برای اجتناب از احساسات را ترس از احساس می نامم. غذا به شما راهی ارائه می کند که تجربه ای لذت بخش را جایگزین احساسات بد کنید. من تجربه ی لذت بخش غذا خوردن را خلسه ی غذایی می نامم. به طور خلاصه، خوردن از شما در مقابل احساساتی که نمی خواهید احساسشان کنید، محافظت می کند.

اگر احساسات، دری را به سوی دنیای درونی تان بگشایند، خوردن می تواند آن در را ببندد. خوردن به شما قدرت عملکرد در سطح را میدهد و شما نه تنها قدرتی برای کنترل این که چه چیزی و چقدر می خورید را ندارید بلکه، نمی توانید به مسائل عمیق تری که واقعا به شما احساس ناتوانی می دهند نیز توجه کنید (روابط بد، مشاغل نارضایت بخش و کودکان نافرمان). کریستین یک فرصت شغلی را از دست داد که باعث ایجاد سیلی از احساسات بد در او شد: ناامیدی، ترس از داشتن یک شروع بد، عصبانیت از خود. کریستین با خوردن و اجتناب از این احساسات، از مقابله با احساساتش اجتناب کرد.بسیاری از افراد به من می گویند که اغلب، درست زمانی که به هدف وزنی خود نزدیک می شوند، تمام تلاش های خود را قربانی می کنند. این امر منطقی به نظر نمی رسد. در واقع، شما می توانید با آن تجربه ارتباط برقرار کنید. پاسخ بدین مسئله آسان است: اگر به وزن فکر نکنید ممکن است مجبور شوید به مسئله ای بیندیشید که واقعا شما را اذیت می کند و این خیلی ترسناک است.| ترسناک است؛ زیرا شما احساس می کنید که قدرت تغییر چیزهایی که واقعا شما را می آزارد، ندارید. شما به نتیجه ای می رسید که من آن را نتیجه گیری ضعف نیازموده می نامم. این نتیجه این طور تلقین می کند که در رابطه با احساسات و شرایط اطرافتان در زندگی آن چنان ناتوان و بی قدرت هستید که چاره ای جز خوردن ندارید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 20 =