مبانی رژیم و تناسب اندام | تاریخچه رژیم و تناسب اندامReviewed by Mehdi kh on Nov 6Rating: 5.0

در قرن نوزدهم رژیم جان رولو که همان رژیم بسیار کم کربوهیدرات کیوجنیک است، جزئی از مداوای استاندارد برای درمان دیابت بوده است. در این دوره دیابت بسیار کشنده بوده است، به خصوص در میان افراد جوان. جان رولو این مداوا را بعد از کشف قند بالا در ادرار بیماران قندی توسط متیو دابسين شروع کرد.

برای داشتن اندام مناسب با ما تماس بگیرید.

اولین راهنمای رژیم کم کربوهیدرات

گذشته از آمریکای شمالی و آفریقا، تجربیات قابل توجهی در اروپا نیز به چشم می خورد. در میان آنها داستان ویلیام بنتینگ یک مقاطعه کار کفن ودفن انگلیسی، در اوایل قرن نوزدهم در عصر ویکتوریای لندن، از همه جالب تر است.

پرفسور تیموتی دیوید نوکس ، دانشمند تغذیه از آفریقای جنوبی در دانشگاه کیپ تاون، برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ به رژیم بنتینگ در کتاب خود «انقلاب در تغذیه واقعی» به رژیم بنتینگ اشاره کرده است.

به نظر می رسد که ویلیام بنتینگ از آن جهت که بسیار نگران سلامتی و چاقی اش بوده است، به بسیاری از متخصصین لاغری مراجعه کرده اما نتیجه ای که در طولانی مدت اثر داشته باشد، نگرفته و حتی بیشتر چاق شده است، به گونه ای که برای پایین آمدن از پله ها مجبور بوده با احتیاط و از پشت پایین بیاید.

به مرور عوارض جانبی چاقی بیش از حدش باعث تقلیل رفتن قدرت شنوایی و دیدش شده و وقتی به متخصص مراجعه می کند، چاقی او را عامل کم شدن قدرت شنوایی او تشخیص می دهد و به او رژیمی میدهد که همان اصول رژیم کی توجنیک را داشته و بسیار کم کربوهیدرات بوده است.

بنتینگ به دقت این رژیم را اجرا می کند و به این ترتیب مقدار زیادی از وزن خود را از دست می دهد و هم زمان تمام علائم بیماری هایش که از آنها به شدت رنج می برد نیز از بین می رود.

به دنبال آن بنتینگ برای کمک کردن به کسانی که مثل خودش از چاقی رنج می بردند، کتاب کوچک یا مقاله ای که میان مردم بسیار محبوب می شود و مورد استفاده قرار می گیرد، به خرج خود چاپ می کند و عنوان آن را «الفبای چاقی برای عموم»می گذارد.

بنتینگ اولین کسی است که متوجه می شود بدن همه افراد نسبت به کربوهیدرات ها یکسان عمل نمی کند. بعضی آن را به خوبی هضم و جذب می کنند و بعضی مستقیم آنها را به شکل چربی ذخیره می کنند.

به هرحال چون حرفه اش پزشکی نبود، مقاله اش از توضیحات اثر فیزیکی رژیم روی بدن خالی است که این کمبود با کمک پزشکش، دکتر ویلیام هاروی ، در مقاله ای که سال ۱۸۷۲ چاپ کرد، برطرف شده است.

البته مقاله دکتر هاروی نیز ایرادهای خودش را دارد؛ او افرادی را که اوبیس هستند، به خاطر نداشتن اراده سرزنش می کند، درحالی که امروز می دانیم ذخیره زیاد چربی در بدن از خود هورمون هایی ترشح می کند که بی تحرکی را تشویق می کند و حالت گرسنگی کاذب را حتی بلافاصله بعد از صرف غذا باعث می شود.

ولی می توان به اهمیت نقش تاریخی این مقاله به عنوان اولین کتابچه ای که تا آن زمان راجع به رژیم کیتوجنیک چاپ شده است، استناد کرد.

بنتینگ در مقاله اش سفارش می کند که هیچ گونه غذایی که دارای کربوهیدرات است، مصرف نشود، چه به صورت مستقیم و چه به صورت غذاهایی که بعد از خوردن به قند تبدیل می شوند؛ این حرف او بعد از شصت سال از نظر علمی تأیید شد.

او برای اولین بار اشاره به میزان تفاوت مردم در تحمل بدنشان نسبت به غذاهای نشاسته ای می کند و اشاره می کند همه افراد میزان تحملشان به کربوهیدرات یکسان نیست و این نیز مطلبی است که محققین اخیرا به آن رسیده اند.

همان طور که امروز می بینیم، در دوره بنتینگ نیز پزشکانی که مردم را به روش رژیم کم چرب مداوا می کردند با رژیم کم کربوهیدرات ویلیام بنتینگ به مخالفت برخاستند و حتی آن را خطرناک نامیدند.

شاید مردم کمی عقب نشستند، ولی چون رژیم بنتینگ و مشابه آن همیشه کار کرده و نتیجه بهتری از رژیم سنتی داشته است، این رژیم تا قرن بیستم میان مردم محبوب باقی ماند..

حتی بسیاری از پزشکان سرشناس آن دوره، مانند ويليام أسلر، پزشک کانادایی، از دانشگاه جان هاپکینز، رژیم بنتینگ را مؤثر می دانست و در کتاب خود، «اصول و تجویز دارو»، در سال ۱۸۹۲، از منافع رژیم بنتینگ نوشته است.

داستان بیماری قلبی رئیس جمهور آیزنهاور اشاره به داستان آیزنهاور شاید از آن جهت اهمیت داشته باشد که گزارش آن به خوبی به ثبت رسیده است و به روشنی ثابت می کند که رژیم کم کالری نقشی در بهبود بیماری های قلبی ندارد.

در حقیقت در سال ۱۹۵۵ بود که سی و چهارمین رئیس جمهور آمریکا، دیوید دوآیت آیزنهاور، دچار حمله قلبی شد و به همین دلیل بیماری او، در تمام مدت دوره چهارساله ریاست جمهوری اش، با دقت توسط مردم دنبال میشد.

آیزنهاور با وجود داشتن کلسترول عادی و با اینکه مرد لاغراندامی بود، ولی پزشکان توصیه کردند که مصرف چربی و کلسترول را محدود کند. برخلاف انتظار مردم و پزشکانش، هم وزن و هم کلسترول آیزنهاور از حالت نرمال خارج شده و بالا رفت.

با این حال هنوز پزشکان محدودیت بیشتری در مصرف چربی و کلسترول برای او اعمال کردند، به طوری که آیزنهاور به شدت دچار وسواس شد و روزانه آزمایش خون میداد. عجیب است که نه تنها کسی به احتمال غلط بودن این شیوه درمان توجه نکرد، بلکه پروفسوری به نام آنسل کیز از دانشگاه مینه سوتا از این فرصت استفاده کرد و به همه مردم آمریکا پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از بیماری قلب باید مصرف چربی و کلسترول را بسیار محدود کرد.

در ۲۴ جون ۱۹۵۶ انجمن قلب آمریکا نیز در یک برنامه تلویزیونی روی سه کانال مهم تلویزیون آمریکا اعلام کرد که کلسترول باعث بیماریهای قلبی است. دو هفته بعد، آنسل کیز توسط انجمن قلب آمریکا به تلویزیون دعوت شد و کمی دیرتر، همان سال، عکس آنسل کیز روی مجله تایمز رفت و قهرمان سلامتی معرفی شد.
کیزاسم تئوری خود را فرضیه لیپید نامید.

ایده کلی این بود که از خوردن گوشت، تخم مرغ و کره خودداری و به جای آن روغن بلال، مارگارین، مرغ و کورن فلکس سرد مصرف شود. اینکه چرا مصرف چربی و کلسترول منع شد، این بود که بیماری قلب یکی از بیماری های خطرناک و همه گیر در آمریکا اعلام شده بود و چون جنس ماده ای که رگ قلب را می بست و باعث حمله قلبی می شد .

از جنس کلسترول بود، و چون چربی های حیوانی و تخم مرغ هم دارای کلسترول هستند، درنتیجه بدون انجام آزمایشی در این مورد، از روی حدس و گمان، انسل کیز به این نتیجه رسید که برای درمان بیماریهای قلبی مصرف کلسترول و چربی های حیوانی باید محدود شود.

بعد از مطرح کردن این تز در دهه ۱۹۷۰ دو تحقیق بزرگ برای تأیید مضر بودن کلسترول و چربی انجام شد. اولین تحقیق را ام آراف آی تی تحقیقات آزمایشی جلوگیری از خطرات چندجانبه)نامیدند. در این تحقیق از چربی بسیار کم، ورزش، کنترل فشار خون و ترک سیگار استفاده کردند.

دومین تحقیق را ال آرسی (کلینیک تحقیقاتی بافت چربی)، نامیدند و در آن از مخلوطی از مصرف کم چربی و داروهای پایین آوردن کلسترول استفاده کردند. حدود ده سال بعد نتیجه تحقیقات را اعلام کردند. در گروه ام آراف آی تی، که هر چه به آنها گفته بودند را انجام داده بودند، تعداد مرگ و میر کمی بالاتر از گروهی بود که هیچ کاری نکرده بودند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − شش =